السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

308

جواهر البلاغة ( فارسى )

« شاء » قرار داده مىشود « 1 » 6 - و منها المحافظة على سجع أو وزن . فالأوّل كقوله تعالى : سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى . إذ لو قيل : يخشى اللّه ، لم يكن على سنن رؤوس الآى السّابقة و الثانى كقول المتنبىّ : بناها فأعلى و القنا يقرع القنا * و موج المنايا حولها متلاطم أى : فأعلاها . و از آن اهداف ، پاسدارى از سجع يا وزن است . مثال نخست يعنى : جايى كه مفعول ، براى حفظ سجع ، حذف شده باشد ، مانند سخن خداى برين : « سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى » « 2 » تذكر مىيابد كسى كه از خدا بترسد . در اين آيهء كريمه ، اگر مفعول ، ذكر مىشد و « يخشى اللّه » مىگشت سرآمد و پايان اين آيه ، با آيات پيشين ، يكسان نمىشد . يعنى : فاصله و سجع آيات ، به هم مىخورد . « سنن » بر وزن « شرف » به معنى راه و شيوه است . « رؤوس » : سرآمدها ، پايان‌ها ، سجع و فاصله‌ها . و آنجا كه مفعول براى پاسدارى از وزن شعر ، حذف شده باشد ، مانند اين سخن متنبّى : « بناها فاعلى . . . » آن دژ را ساخت و برافراشت در حالى كه نيزه‌ها با هم برخورد مىكرد و مرگها چونان موج در گردش متلاطم بود . « 3 » در اين شعر ، ضمير « ها » كه مفعول بوده براى حفظ وزن شعر ، حذف شده است . 7 - و منها تعيّن المفعول ، نحو : رعت الماشية أى : نباتا و از موارد حذف ، مشخص بودن مفعول است . مانند : « رعت الماشية » گلهء گوسفند ( يا گاو ) چراند . در اين مثال ، « نباتا » يعنى : گياه ، مفعول « رعت » قرار گرفته است و چون معين بوده و هركس آن را درك مىكند ، حذف گرديده است . 8 - و منها تنزيل المتعدّى منزلة اللازم لعدم تعلق الغرض بالمفعول بل يجعل المفعول منسيا بحيث لا يكون ملحوظا مقدّرا كما لا يلاحظ تعلق الفعل به أصلا كقوله تعالى : هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ و از موارد حذف ، جايى است كه فعل متعدى به گونهء فعل لازم گرفته شود . براى اين‌كه

--> ( 1 ) . البته اين در جايى است كه مفعول فعل مشيئة چيز عجيب و غريبى نباشد ؛ مانند : فلو شئت أن ابكى دما لبكيته عليه و لكن ساحة الصبرأ وسع در اين شعر ، « بكاء الدم » يعنى : گريه خون ، مفعول غريبى است . ( 2 ) . اعلى ، 10 . ( 3 ) . نگاه كنيد به شرح ديوان متنبّى ، نوشته عبد الرّحمن برقوتى ، ج 2 ، ص 270 .